امروز دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۳

‌تاریخ ورامین بزرگ

شهرستان ورامین یکی از نقاط تاریخی ایران است قدمت بیش از ۷ هزار ساله این شهرستان به تایید همه کارشناسان باستان شناس رسیده و همین قدمت طولانی نشان دهنده این است که مسئولین باید خیلی بیشتر از چیزی که میبینیم به این شهرستان توجه و رسیدگی کنند.
کد خبر: 6030
زمان انتشار: ۱۷ دی ۱۴۰۱ - ۱۵:۴۰ بعد از ظهر -
157 بازدید

ما قصد داریم در هفته نامه ورامین بزرگ در یک رشته یادداشت چند قسمتی سیر تاریخی و تغییرات این شهرستان دوست داشتنی را بررسی کنیم .

موقعیت جغرافیایی : ورامین منطقه ای جلگه ای و حاصلخیز در جنوب شرق استان تهران است که از شمال به لواسان، از جنوب به کویر، از غرب به غار فشاپویه (پشاپویه) و از شرق به خوار ورامین یا گرمسار محدود است. این شهر از سطح دریا بیشتر از ۹۵۰ متر ارتفاع دارد، در شمال آن کوه‌های البرز و قله دماوند قرار دارد؛ و در جنوب و مخصوصا جنوب غربی شهر، تپه‌های مرتفعی در انتهای افق دیده می‌شود. زمین‌های ورامین بسیار حاصل‌خیز است و توانایی کافی برای کشت و زرع دارد، ولی در قسمت‌هایی به‌واسطه وجود خاک رس، ساخت کوره‌های آجرپزی جای کشاورزی را گرفته است.

به‌طورکلی آب و هوای ورامین معتدل خشک است، در تابستان به‌دلیل وزش بادهای محلی درجه حرارت گاهی اوقات از ۴۰ درجه سانتی‌گراد بیشتر می‌شود و حتی از تهران گرم‌تر می‌شود و در زمستان میزان دما به چندین درجه زیر صفر می‌رسد و سوز سرمای آن به‌واسطه فضای باز و آزادی که دارد بسیار زیاد است. فصل‌های بهار و پائیز ورامین ملایم و معتدل است.

علت تاریخی و روایات نامگذاری ورامین : در کتاب وندیداد کتاب مذهبی زردشت نام وارنای چهارگوش ذکرشده که در آن فریدون قاتل ضحاک به دنیا آمده است. وارنای چهارگوش شهری است که به عنوان چهاردهمین کشور از ۱۶ کشور اهورا مزدا شناخته میشود.

اگر چه برخی این قلعه را متعلق به دوران ساسانی و اشکانی می‌دانند اما این نام شباهت بسیاری به نام سنتی و قدیمی ورامین بزرگ دارد از سوی دیگر قلعه ای با نام قلعه ایرج در شهرستان ورامین وجود دارد. ایرج نام فرزند کوچک فریدون بوده است و این میتواند صحه ای بر این نظریه باشد.

اعتمادالسلطنه در کتاب مرآت البلدان و جرج کرزن در سفرنامه اش ورامین و قلعه چهارگوش ایرج در نزدیکی آن را با وارنا که در اوستا آمده‌است، برابر دانسته‌اند؛ هرچند منابع دیگر، وارنا را گیلان، طبرستان یا پتشخوارگر معرّفی کرده‌اند

در روایتی دیگر آمده چون «ور» به معنی گرما و همچنین تعلیم آمده‌است. دور نیست که نام «ورامین» نیز از همین واژه قدیمی باشد. شاید هم ورامین، تغییر یافته «وروین» باشد. زیرا «ور» به معنی قلعه، حرارت و گرمی آمده‌است و «وین» به معنی جنگل و تاکستان آمده‌است. وجود روستای «ده وین» می‌تواند دلیل خوبی بر این ادعا باشد به خصوص که این روستا در زمانی دارای تاکستان ‌های فراوان بوده‌است؛ و در زمانی انگور ورامین بسیار شهرت داشته‌است؛ بنابراین ورامین می‌تواند همان «قلعه انگور» باشد.

پیش از اسلام : در باره ورامین در پیش از اسلام اطلاعات چندی در دست نیست اما در این منطقه تعداد زیادی قلعه که به آن‌ها گبری گفته می‌شود که نشان گر زرتشتی بودن مردم این منطقه در پیش از اسلام است.

پس از اسلام :  گفته میشود در سال ۲۲ هجری، عمر، یکی از مأموران خود به نام نعیم بن مقرن را برای فتح ملک ری به این دیار  می‌فرستد؛ در حالیکه در آن زمان در ری سیاوخش خود را برای مبارزه با سپاه عرب آماده می‌کرد. در بین سپاهیان سیاوخش شخصی به نام رامی که با وی دشمنی داشته با مأمور عمر در روستای کوچک قوهه که در شمال غربی شهر ورامین واقع است ملاقات می‌کند و مأمور عمر هم سپاهی را در اختیار وی می‌گذارد تا با شکست سیاوخش ورامین توسط مسلمانان فتح شود.

پس از آن و در دوران سلجوقی ورامین بزرگ از شهرهای ثروتمند و پر نفوذ شیعی بوده به‌طوری‌که از سه وزیر آخر دوره سلجوقی دوتن از اهالی ورامین  (عزیزالدین رضی و فخرالدین بن رضی الدین ورامینی، که از خاندان ابوسعد ورامینی بودند) و یک تن دیگر هم ساکن ورامین (معین الدین کاشی) بوده‌اند. در این دوره ورامین رو به‌آبادی رفت و چندین مدرسه و مسجد توسط خاندان رضی الدین در شهر ساخته شد و همین‌طور آن‌ها خیرات فراوان برای مکه و مدینه انجام دادند.

تا پیش از حمله مغول ها ورامین صرفا به عنوان کانون کشاورزی مطرح بود اما بعد از حمله مغول ها و نابودی ری مردم ری به تهران و ورامین مهاجرت کردند که باعث رشد و پیشرفت شهر شد.

لسترنج انگلیسی در این باره می‌نویسد : برای اینکه ری بیش از آن ویران مرکز تومان یعنی مقر تشکیلات اداری و مالی ایالت گردید نشود غازان‌خان دستور داد عماراتی چند در آن ایجاد شود ولی باز هم ری آباد نشد زیرا اهالی آن به دو شهر ورامین و تهران که نزدیک ری بودند و مخصوصاً به ورامین که هوایش از ری بهتر بود نقل مکان کرده بودند

در سده هشتم ورامین اهمیت زیادی پیدا کرده وآثار تاریخی مهم این شهر نیز مربوط به همان دوره‌اند تا جایی که حمدالله مستوفی قزوینی در کتاب نزهه القلوب درباره ورامین و پیشرفت‌های آن می‌نویسد : ورامین در ماقبل دیهی بوده‌است و اکنون قصبه شده و دارالملک آن تومان گشته طولش از جزایر خالدات عزکه و عرض از خط استوا لهکط، در آب و هوا خوشتر از ری است و در محصول پنبه و غله و میوه‌ها و مانند آن، اهل آنجا شیعه اثنی عشریند و تکبّر بر طبعشان غالب بود

و همچنین در کتاب هفت اقلیم آمده‌است : ورامین زمان پیشین حاکم‌نشین بوده و قلعه در غایت حصانت داشته الحال بعد از تهران محلی در ری از آن شگرف‌تر نیست، و از میوه‌جات انگورش بر تمام ری رجحان دارد و مضافات نیک چنانچه یکی از آن مواضع خاوه است که حاصلش قریب سه‌هزار تومان است و بیشتر ارتفاعات یک من صد من می‌شود.

اما در اواخر همان سده هشتم اهمیت ورامین کم کم رو به افول گذاشت کلاویخو می‌نویسد ورامین شهر بزرگی است که قسمت اعظمش خالی از سکنه شده، این شهر بسیار پهناور است، برگرداگرد آن هیچ دیواری نیست. این شهر در محوطه‌ای واقع است، اینجا مقر آن بزرگ تاتار یعنی داماد تیمور بود. در قرن‌های پنجم و ششم هجری، ورامین آبادترین دوران حیات خود را می‌گذراند

حتی مورخین می‌نویسند زمانی که کریم خان‌زند در حال احتضار بود آغامحمدخان قاجار که در خدمت وی به‌سر می‌برده به بهانه شکار از شیراز به سرعت خارج شد و پس از گذشتن از اصفهان و قم به ورامین رسید و در اینجا ایلات پراکنده قاجار را جمع‌آوری کرده و تحت فرماندهی خود به استرآباد برد

در دوران سلطنت ناصرالدین شاه ژان دیولافوا از ورامین دیدن کرده و شرحی راجع به آن نوشته‌است. در بخشی از آن می‌گوید: پس از چهار ساعت راه‌پیمایی و پایمال کردن محصول مزارع و شنیدن ناملایمات از زارعین، بام مخروط ی شکل و گنبد مینائی مسجدی که در میان مزارع سر برآورده بود از دور پدیدار گردید، اینجا دهکده ورامین است کمی بعد به آنجا رسیده و در میان باغها که دیوارهای گلی داشتند داخل شده در این باغها درختان میوه از قبیل گیلاس و زردآلو و گوجه و هلو، جنگل انبوهی تشکیل می‌دادند، پسران کوچکی بر بالای درختان توت کهنسال رفته و توت‌های سفید و سیاه را که به درشتی تخم کبوتر بود با دست چیده و می‌خوردند دهکده ورامین در دشت پر حاصلی واقع شده اما کاروانسرایی ندارد که بتوان در آن منزل کرد. خوشبختانه نظر به توصیه دکتر تولوزان توانستیم در خانه کدخدا فرود آییم…

هانری رنه دالمانی جهانگرد فرانسوی که در زمان محمدعلی شاه به ایران آمده بود در کتاب خود در خصوص ورامین می‌نویسد:

کمی بعد وارد ورامین بزرگ  شدیم در هر قدم نهر آبی بود که از کوهستان سرازیر می‌شد به مزارع سبز و خرمی برخوردیم. زارعین در مزارع مشغول کار بودند ما به تماشای یک قرقی مشغول شدیم که در هوا پرواز می‌کرد و ناگهان به زمین فرود آمد و مرغی را شکار کرد. دشت مانند تابلوی دورنمایی است که گویی به دست نقاشان ژاپنی با نقش‌های ته طلائی مطلوبی در زمینه سیاه ساخته شده‌است، از دور دهکده‌ای دیده می‌شود که در دامنه کوه واقع است و از تابش اشعه خورشید منظره خاصی دارد…

در زمان سلطنت رضاشاه ورامین مجدداً یکی از مراکز مهم کشاورزی ایران گردید، تأسیس کارخانه‌ها بر اهمیت آن افزود.

تاثیر ورامین در انقلاب اسلامی : در قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ عده‌ای از مردم ورامین و پیشوا و عده‌ای کارگر و دروگر فصلی، که به ترکی و لری سخن می‌گفتند، به سمت تهران حرکت کردند بر پایه گفته‌های شاهدان عینی این حرکت از روستای محمدآباد عرب‌ها آغاز شد و در ساعت پنج بعد از ظهر بر روی یک پل که، هنوز هم باقی است، در نزدیکی روستای باقرآباد با تیراندازی نیروهای دولتی به دستور شخصی به نام سرهنگ بهزادی خاتمه یافت. نام هفت نفر به عنوان کشته ثبت شده که دو تن از آن‌ها به نام هوشنگ (امیر) معصوم شاهی و حسن خانی از اهالی شهر ورامین بودند و دو تن به نام‌های جعفر عرب مقصودی و سید مرتضی طباطبایی اهل همان روستای محمدآباد عرب‌ها بودند. سه تن دیگر از اهالی پیشوا بودند. این کشته‌ها در گورستان مسگرآباد در شرق تهران دفن شده‌اند. پانزده تن هم دستگیرشده‌اند که شش تن از آن‌ها ساکن ورامین و بقیه از اهالی پیشوا بوده‌اند. تعداد مجروح شدگان نا معلوم است.

پایان بخش اول این مقاله

ادامه دارد…..

نوشته شده توسط:

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *